العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

257

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

ذبح كند و بعدا معلوم شود كه مال خودش بوده است . و يا مثلا كسى را كه در نظرش حق كشتن او را ندارد بكشد بعدا معلوم شود كه مهدور الدم و كشتنش جائز بوده . و بعضى از اهل سنت معتقد است كه چنين كسى محكوم بفسق است چون چنين عملى دليل بر اين است كه اين شخص اهميتى بگناه نميدهد و در آن جهان هم كيفر مىشود بكيفرى كه حد وسط بين كيفر گناه كبيره و گناه صغيره است . البته اين دو نظر ( فاسق بودن اين شخص و كيفر داشتنش ) گفتار بىدليل و حدس و تخمين است . تمام شد گفتار مرحوم شهيد و مرحوم شيخ بهاء در يكى از تعليقات خود در اين مورد چنين گفته است . اينكه مرحوم شهيد فرموده ( نيت گناه نه موجب عقاب است و نه باعث نكوهش ) منظور شهيد اين نيست كه بگويد قصد و نيت گناه حرام نيست و يا باعث استحقاق كيفر نميشود همچنان كه بعضى چنين تصور كرده‌اند كه حتى متفرع بر اين گفته‌اند اگر كسى واقعا قصد افطار و تصميم خوردن روزه رمضان را بنمايد چنين تصميم و قصدى حرام نيست با اينكه خود مرحوم شهيد و ( ديگران ) تصريح بگناه و حرام بودن چنين تصميمى نموده است بلكه مقصود اين است كه گر چه حرام است و فاعل استحقاق عقاب دارد ولى خداى مهربان عفو فرموده و گناه را بخشيده است . خلاصه اين كه عزم بر گناه هم از نظر عامه و هم از نظر خاصه مسلما حرام است و اين مطلب در كتابهاى تفسير و غير تفسير مكررا بيان شده بلكه حرمت عزم بر گناه از ضروريات دين است . و براى اينكه پرده شك و ترديد كنار رود خوب است مقدارى از كلمات خاصه و عامه عامه را نقل نمائيم - در جوامع در تفسير اين آيه شريفه . إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا . قطعا گوش و چشم و دل همه اين اعضاء مورد سؤال قرار ميگيرد . به انسان گفته مىشود . چرا گوش كردى چيزى را كه حلال نبود ؟ چرا نگاه كردى به چيزى كه حلال نبود ؟ چرا تصميم گرفتى بكارى كه حرام بود تصميم گرفتن آن در مجمع البيان هم نظير همين را فرموده است . و بيضاوى در انوار التنزيل و ديگر از علماء عامه در تفسير اين آيه گفته‌اند كه اين آيه دليل بر اين است كه بنده در مورد عزم بر گناه مستحق كيفر و مواخذه است . و عبارت كشاف و همچنين فخر رازى در تفسير كبير نظير عبارت مرحوم طبرسى را دارند و مرحوم سيد مرتضى در كتاب تنزيه الأنبياء ، در باره آيه شريفه . إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا آل عمران 122 )